غلامحسين رضانژاد

611

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

بد مشمول آنند . بعلاوة بايد دانستكه وجود رحمت رحماني ، برحمت ذات الهى بوده ووجود حقايق الهى نيز برحمت ذاتي وجودي ، ووجود أشياء هم برحمت رحماني ؛ پس حقيقت رحمت از باطن ذات الهى به اسم اللّه تعلّق ميگيرد ، واز آن باسم رحمان واز رحمان بكلّ موجودات امرى وخلقي وآنهم بظهور پيوسته ومتّصل وتجلّى دائم ، وهرگز حصول غرض يا ملايمت با طبع مرحوم نيز در اين افاضه ، ملحوظ ومعتبر نيست ؛ زيرا اسم معزّ ولطيف ، غير از اسم قهّار ومذلّ بوده وطبع اين يك ضدّ طبيعت ديگرى ومظاهر آنان هم از همين اقتضاء وحيثيّت برخوردارند . در اين مبحث ، سوآل مقدّرى مطرح است ؛ بدين مضمون كه : چگونه جميع أشياء وأعيان علمي وعيني از رحمت پديد آمدند ؛ در حاليكه خود رحمت فاقد عين خارجي بود ؟ ! ؛ ومعطى شيئى هرگز فاقد آن نيست . امام العرفان ، محيى الدّين بن عربى در پاسخ سوآل مقدّر در فصّ حكمت زكريّاوى فرمايد : اثر وتأثير در موجودات ، اختصاص بمعدوم دارد ونه بموجود ؛ واگر موجودى هم داراى اثر وحكمي در وجود يا ايجاد امرى باشد ، آن نيز بحكم معدوم است ومراد از معدوم رحمت رحماني وامتنانى است كه صفت ذاتي خداوندى بوده ووجودي خارج از ذات أو ندارد ، زيرا صفت در خارج معدوم العين است مگر باعتبار ذات كه موجد اسمى از أسماء ميباشد ؛ وچون با ذات هم ملاحظه گردد ؛ تحقّق آن خاصّ مظهر اسم است ونه صفت ، بلكه صفت بملاحظة وباعتبار ذات معتبر بوده ومقصود از صفت رحمت ذاتي كه موجد كلّ أشياء امرى وخلقي ومحسوس ومعقول است ، موجود عقلي يا روحي بوده وبهروجه باطني ميباشد ونه ظاهري ، وذات باعتبار صفات داراى تأثير خارجي است كه همان ظهور اسم باشد ؛ وهمهء موجودات مظاهر اسمائند وبعبارت ديگر هر موجود ومظهرى محلّ ظهور أسماء ويا حقيقت خارجي وعيني يكى از أعيان ثابته ميباشد كه در خارج معدوم بوده ، ولى همهء تأثيرات وجودي وايجادى از همان أعيان معدوم العين بوده وشارحان فصوص الحكم نيز در اين مورد مبادرت بتمثيلى كرده وگفته‌اند : حكم سلطان موجب اثر وتأثيراتى در خارج است وتا آنگاه كه منصب وسمت سلطنت باقي است ؛ حكم وى هم در خارج نافذ بوده ومؤثّر است ؛ اگرچه سلطان مذكور كودكى بيش نباشد ؛ ليكن بمحض عزل از سلطنت ؛ ديگر نفوذى در امر أو نيست ؛ پس معلوم است كه تأثير حكم از سلطنت ميباشد و